السيد الخميني
88
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
دولت اينجا را و ترقى خودمان را معرفى كنم ، مىگويند اين ( اشاره به حضرت امير عليه السلام ) هم حاكم بود ؛ حاكم بر مسلمين و سرزمين پهناور اسلامى بود ، تو شرف اسلام و مسلمين و بلاد اسلامى را بيشتر مىخواستى يا اين مرد ؟ مملكت تو بيشتر بود يا او ؟ قلمرو حكومت تو جزئى از قلمرو حكومتش بود ؛ عراق و مصر و حجاز و ايران همه در قلمرو حكومتش بود ؛ در عين حال دارالعمارهء او مسجد بود ، و دكة القضاء در گوشهء مسجد قرار داشت ؛ و سپاه در مسجد آماده مىشد ، و از مسجد حركت مىكرد ؛ مردم نمازگزار و معتقد ، به جنگ مىرفتند ؛ و ديديد كه چگونه پيشرفت مىكردند و چه كارها انجام دادند « 1 » . امروز فقهاى اسلام « حجت » بر مردم هستند ؛ همانطور كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم حجت خدا بود ، و همهء امور به او سپرده شده بود ، و هر كس تخلف مىكرد بر او احتجاج مىشد . فقها از طرف امام عليه السلام حجت بر مردم هستند . همهء امور و تمام كارهاى مسلمين به آنان واگذار شده است . در امر حكومت ، تمشيت امور مسلمين ، اخذ و مصرف عوايد عمومى ، هر كس تخلف كند ، خداوند بر او احتجاج خواهد كرد . در دلالت روايتى كه آورديم هيچ اشكالى نيست ؛ منتها سندش قدرى محل تأمل است « 2 » . و اگر دليل نباشد ، مؤيد مطالبى است كه گفته شد . مقبوله عمر بن حنظله روايت ديگرى كه از مؤيدات بحث ماست « مقبولهء « 3 » عمر بن حنظله » مىباشد . چون در اين روايت به آيهء شريفهاى تمسك شده ، لازم است ابتدا آن آيه و آيات قبل
--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ الطبري ، ج 3 و 4 ؛ الفتوح ، ابن اعثم ؛ تاريخ فتوحات اسلامى در اروپا ، شكيب ارسلان . ( 2 ) . وجه تأمل سند به جهت اسحاق بن يعقوب است كه توثيقى دربارهء وى نرسيده است . ( 3 ) . « مقبوله » حديثى است كه علماى فقه و حديث بدون توجه به صحت يا عدم صحت سند آن ، مضمونآن را پذيرفته و بر طبق آن عمل كرده باشند . مانند حديث عمر بن حنظله .